شنبه, ۰۵ مهر ۱۳۹۹
»   اجتماعی, یادداشت  »   انتخاب رشته در دوران مدرسه
752 views
۲۶ مرداد ۱۳۹۵ , ساعت ۱۴:۵۰

انتخاب رشته در دوران مدرسه

یکی از اولین تصمیماتی که به نوعی یک نوجوان در زندگی خود می گیرد که می تواند تاثیر بسیاری عمیقی در ادامه زندگی وی داشته باشد بحث انتخاب رشته در دوران مدرسه است.قبل ترها شاید کمتر به صورت تخصصی توجه می شد و بیشتر بچه ها براساس ابراز علاقه خانواده ها که” دوست داریم فرزندمان دکتر یا مهندس شود”. در بحث انتخاب رشته تصمیم گیری میشد و شاید حتی خود فرد هم نقش جدیی در انتخاب رشته خود نداشت.موضوع دیگری که در این امر تاثیر گذار بود معدل دانش آموز در سال اول دبیرستان بود که اگر از حدی پایین تر بود اجازه انتخاب رشته ریاضی و یا تجربی را نداشت و فقط می توانست علوم انسانی را در دبیرستان و کارودانش را در حالتی که نمی خواست در دبیرستان تحصیل کند انتخاب می کرد.
انتخاب رشته

با تغییر سیستم آموزشی مرحله انتخاب رشته یک سال به عقب تر آمد و همچنین مقرر شد از بحث هدایت تحصیلی برای کمک به دانش آموزان برای انتخاب رشته استفاده شود.تمام این کارها به این دلیل بود که تاثیر تحصیل در دوران متوسطه دوم بیشترشود.فارغ از اینکه بخواهیم این اقدام را از جانب آموزش پرورش بررسی کنیم می خواهیم در رابطه با خواستگاه انتخاب رشته در آینده برای هر فرد و تاثیر خانواده در این شرایط صحبت کنیم.
این که معمولا مرسوم بود از فرزندان خود انتظار داشته باشند که عنوان شغلی خاصی را انتظار داشته باشند را باید با این پرسش روبرو ساخت که اساسا آیا ما به دنبال پرستیژ اجتماعی هستیم و یا به دنبال موفق شدن و خوشبخت بودن فرزند خود هستیم؟شاید هر پدرومادری با شنیدن این پرسش بگوید البته که ما خوشبختی و موفقیت فرزندمان منتهی آرزویمان است،و وقتی می گویم آیا فقط دکترها و مهندس ها خوشبخت هستن با سکوت آنها مواجه می شویم.آیا هر جامعه ای به تخصص های دیگر نیاز ندارد؟اگر فردی یک نجار شود،یا مکانیک شود،کارگر کارخانه ،رفتگرو مشاغل دیگر خوشبخت نیست؟تعریف خوشبختی با شغل چیست؟از یک رشته که در نتیجه آن یک فرد وارد یک شغل می شود براساس چه معیارهایی است؟برای پاسخ به این سوالات شاید بتوان سطور بسیاری را نگاشت،اما به طور کلی این مسائل بین خانواده های مختلف متفاوت است و درنتیجه خروجی متفاوتی را باعث می شود.ولی اگر بخواهیم به طور کلی درنظر بگیریم شامل ۱-درآمد ۲-پرستیژ ۳-میزان سختی کار ۴-علاقه ۵-سابقه خانوادگی ۶- توانایی های فردی و…

اما در کشور ما سهم هر کدام از موارد اشاره شده چقدر است؟
در ابتدا نگاهی به معنی انتخاب شغل از نگاه اندیشمندان داشته باشیم:
انتخاب شغل رفتاری آگاهانه است و نقش فرد در فرآیند انتخاب شغل و تصمیم گیری شغلی اهمیت فراوانی دارد. انسان به طور آگاهانه، هدف های شغلی آینده خود را تعیین می کند و سپس امکان نیل به هدف های تعیین شده را با توجه به واقعیت های جسمانی، روانی و اجتماعی مورد سنجش قرار می دهد. (گینزبرگ و همکارانش، ۱۹۵۱)حال با توجه به تعریف ارائه شده انتخاب شغل و رشته چقدر آگاهانه برای جوانان و نوجوان های ما صورت می گیرد.اصلا راه ایجاد آگاهی برای جوانان و نوجوانان برای انتخاب صحیح شغل چیست؟
یکی از راهکارهای که در این مورد پیشنهاد می شود بررسی رشته ها و شغل هایی که مرتبط با آنها توسط خانواده ها است که ایشان می توانند نتایج این بررسی را در اختیار فرزندان خود قرار دهند و با خرد جمعی و براساس توانمندی های فردی فرزند در مورد آن تصمیم بگیرند.در واقع این آگاهی به نوجوان کمک می کند شرایط درست هررشته را بسنجد و تصمیم عاقلانه و مبتنی بر شرایط واقعی را بگیرد.

راه دیگر انتخاب رشته براساس سابقه خانوادگی است که در این حالت برای مثال خانواده ای که همه آن پزشک هستند انتظار دارند که فرزند آنها هم یک پزشک شود.البته این در حالی است که شاید روحیات و توانمندی های فردی فرزند آن خانواده متفاوت از این قائده خانوادگی باشد.که در این حالت بهتر است خانواده با همراهی یکدیگر رشته مورد نظر را برای فرزند خود در نظر بگیرند.اما اگر فرزند خانواده همسو با خانواده در رشته خانوادگی مشغول به کار شود و روحیات سازگاری هم با این رشته داشته باشد می تواند از حمایت های زیادی چه از نظر علمی و چه از نظر عملی توسط خانواده بهره مند شود.

همچنین می توان به این موضوع هم اشاره کرد که برخی از رشته ها ارتباط مستقیم با توانایی مالی خانواده هاهم دارد.درست است که شاید یک فرد برای ادامه تحصیل در دانشگاه در دانشگاه دولتی پذیرفته شود هزینه ای را بابت تحصیل نخواهد پرداخت اما اگر مجبور به تحصیل در شهری به غیر از شهر خود باشد عملا مجبور به پرداخت هزینه های جانبی دیگری خواهد شد.برای مثال فرض کنید فردی که رشته متالورژی را در یک شهرستان انتخاب کرده است اما بعد از پایان دوران مدرسه دانشگاهی در آن شهر این رشته را ارائه نکند و فرد مجبور باشد برای تحصیل در این رشته سراغ شهرهای دیگر برود.

اما آخرین موضوعی که می خواهم به آن اشاره کنم بحث هدف است.بهتر است برای انتخاب یک رشته به هدف خود از انتخاب آن دقت بیشتری کنیم و اینطور نشود که بعد از انتخاب یک رشته و تحصیل در آن در انتها ببینیم این رشته با علایق ما سازگار نبوده است .نتیجه آن می شود که یا باید در همان رشته مشغول به کار شویم که در واقع علاقه ای به آن نداریم و یا به دنبال کار دیگری برویم که در واقع هدررفت سرمایه عمر در مدت زمانی است که آن رشته را خوانده ایم.

نوشته:علیرضا عبادالهی

مطالب مرتبط اجتماعی  , یادداشت

درابتدای شیوع ویروس منحوس کرونا درجهان وایران رفتارهای غیرعاقلانه ای از عده ای دیده شد که توسط علمای دینی ردشد و این افرادرا نه افراددیندار که افراد احمقی دانستند که برای مطرح شدن خوداز حربه دین می خواهنداستفاده کنند که...
مشکل اشتغال یا درواقع در ایران را شاید بتوان یکی از مشکلاتی دانست که خودباعث بسیاری از مشکلات دیگر ازجمله، اعتیاد، فقر، طلاق، خیانت، سرقت، افزایش سن ازدواج وبسیاری دیگر از آسیب های اجتماعی شده است.در واقع شاید بتوان با...
چند مدت پیش مستندی می دیدم که در رابطه با دانشگاه رفتن در آلمان بود. در این مستند گفته شد که یک فرد تا قبل از دیپلم گرفتن سه بار هدایت می شود تا رشته مورد نظرش را انتخاب کند،دررشته...
به گزارش اثرآنلاین و به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علیرضا شاه حسینی کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ نواحی شمال ایران، در یادداشت اختصاصی "تیتریک"، به مناسبت یکصدمین سالگرد شهادت دکتر ابراهیم حشمت طالقانی...
    عنوان اسلایدر
  • اقتصادی

  • آخرین خبرها